مير لوحى
54
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي )
دوستى ابو مسلم مروزى منع نموده و زبان به طعن آن خارجى لعين گشوده ، اكنون مدّتى شد كه به سبب آن در آزار است و به واسطهء او دلم در زير بار است ، چون تحقيق نمودم معلوم شد كه آن سيّد صالح كه به بلاى جهّال گرفتار است ، امير سيّد لوحى است كه عمر گرامى صرف ضبط احاديث و اخبار نموده و در تتبع احوال خير مآل آل از همگان « 1 » قصب السبق ربوده ، پس لازم دانستم كه رسالهاى در باب ابو مسلم نوشته به اصفهان فرستم شايد كه در عوام آن بلده اثرى كرده ، از آن سيّد عزيز عذر بخواهند و ترك دوستى خارجى نمايند ، تا در دنيا ذميم و در عقبى به عذاب اليم گرفتار نگردند . فشرعت فى تحرير الرسالة و سمّيتها ب « صحيفة الرّشاد » و استعين باللّه ربّ العباد » . در اين كتاب پس از ذكر قسمتى از كارهاى بد ابو مسلم مروزى مىگويد : « يكى از مطاعن آن لعين ابتر آنكه دعواى امامت كرده و بعد از آن دعواى حلول نمود ، چنان كه مسموع و معلوم گشته و در بعضى از كتب موثوقه متعدّده به اسانيد صحيحه مروى است از احمد بن محمّد بن عيسى كه او گفته . . . » سپس حديثى از حضرت علىّ بن موسى الرّضا - صلوات اللّه عليه - در مذمّت شديد از ابو مسلم خراسانى [ نقل مىكند ] و در آخر حديث چنين است : « . . . انّه كان شديد العناد علينا و على شيعتنا ، فمن أحبّه فقد ابغضنا و من قبله فقد ردّنا و من مدحه فقد ذمّنا »
--> ( 1 ) . اصل : همگنان .